مطلب فعلی :

هر از چند گاهی با شما: حکایت یک روز سرد پاییزی

رفتن به بالا

ورود به ترنجی

ثبت نام در ترنجی

هر از چند گاهی با شما: حکایت یک روز سرد پاییزی

نوشته

1 سال قبل

۳۸ دیدگاه

ترنجی

سبکی نو در دنیای دیجیتال
گوشی الجی K10

یکی از سنت‌های همیشگی ترنجی، مطالب “هر از چند گاهی با شما” است. شما می‌توانید در ترنجی با سبک خودتان نویسنده باشید و یک مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید. این بار آقای حبیب کاظمی، یکی از دوستان اصلی ترنجی مطلبی را نوشته است که به سراغ آن می‌رویم. در ادامه همراه باشید؛

تا وقتیکه یادم میاد،از بچگی هیچوقت نمیتونستم با نیمه ی دوم سال ارتباط برقرار کنم! چون هم تداعی کننده ی بوی ماه مِهر بوده و هم اینکه تو این نیمه از سال، هوا رو به سردی میره و مَنی که همیشه عادت به گشت و گذار با رفقای گرمابه و گلستان دارم، با یک تابلوی “ایست” مواجه میشدم! انگار زنجیری به پاهام میبندن و میگن: هوا سرده و دریا طوفانیه! خیابونا خلوته و تو اماکن عمومی، پرنده پَر نمیزنه! پس بشین خونه و کانون وِلَرم!!! خانواده رو گرم کن و از زندگی لذت بِبَر!منم تو این بُرهه از سال، مجبورم اوقات فراغتمو یه جورایی پُر کنم!


تو یکی از همین روزا که از فرط بیکاری نمیدونستم چیکار کنم، گفتم چطوری امشب رو سرگرم باشم تا وقتم بگذره! و از اونجایی که هوا بسی ناجوانمردانه سرد بود، تلویزیونو روشن کردم و سریال نَفَس گرم شبکه یک و کیمیای شبکه دو رو دیدم تا وقتم پُر بشه! به هر زحمتی شده، این دو سریال رو همراه خانواده دیدم و کم کم آخر شب شد و همه رفتن خوابیدن و من موندم و بیداری و یه جعبه جادویی که اگه دیوید کاپرفیلد هم میومد، نمیتونست واسه این تلویزیون جادو کنه تا من سرگرم شَم!

instagram-icon

چراغ رو خاموش کردم و رو کاناپه دراز کشیدم. کنترل تلویزیونُ دستم گرفتم و مثل یه بیمار که تیک عصبی داره و نمیدونه دنبال چی میگرده، مُدام کانال عوض میکردم که یه برنامه خوبی ببینم تا سرگرم بشم! تا اینکه رسیدم به شبکه جام جم بین المللی صدا وسیما! اولین چیزی که به چشمم اومد، نوشته ای بود که گوشه تلویزیون درج شده بود! یک ساعت تا اذان ظهر به افق لُس آنجلس! تو همین فکرِ اذان و نماز و لس آنجلس و… بودم که یهو چشمم به جمال سه نفر تو همین شبکه روشن شد!

” من پرفسور فیتیله، نزدیک این جزیره/شکست یهو قایقم، افتادم تو قبیله/ وای از دست قاطینگا،امان از اون پاطینگا”

دیگه همینو کم داشتم که اینم جور شد!!!با خودم گفتم مگه این عمو فیتیله ای ها اخراج نشدن؟! مگه اینا به قوم تو توهین نکردن؟! کو غیرتت پسر؟!کو تعصبت؟!(الکی! مثلاً منم توهین تلقی کردم اون حرکتشونو) تازه یادم اومد اینجا شبکه جام جم بین المللیه و این برنامه ضبط شده ی سال قبل هستش که داره تو این شبکه پخش میشه! و الانم تازه خیلیا خوابن! پس شما راحت باش و پخش کن جام جم جان! خلاصه زدم یه کانال دیگه و یهو دیدم کل صفحه تلویزیون تاریک شد! تصور کن! چراغ بالاسرم خاموش و فقط نور صفحه تلویزیونو دارم که اونم تاریک شد! یهو دیدم جناب آندر تِیکِر سرشو آورد بالا و با اون چِشای آبیش زُل زد به دوربین! تازه زبونشم ۱۵ سانتی متر آورد بیرون! دیگه واقعاً مُجاب شدم تلویزیونو خاموش کنم و برم سمت دنیای مجازی و چه جایی بهتر از اینستاگرام!

همون ابتدای کار و قبل از هر چیز، رفتم در یخچالُ باز کردم و چند تا میوه برداشتم و تخمه ای هم که غروب گرفته بودم و گذاشته بودم فریزر، اونم برداشتم تا جبران مافات تماشای تلویزیون بشه!با توجه به تعاریفی که شنیده بودم، میدونستم اینستاگرامه و قطعاً خوش میگذره! چون تو اینستاگرام از شیر مرغ تا جون آدمیزاد پیدا میشه! پس هم فاله و هم تماشا!

اولین هدفی که دنبال کردم این بود که قبل از هر چیز، برم برای دیدن بیو(Bio) هموطنان عزیزم که ببینم چه خبره! تو همون اول کاری چیزی که برام جالب اومد، اصرار کاربران به نوشتن ماه تولدشون بود!یعنی پروفایل طرف رو باز کردم و دیدم به به!…. استاد ریاضی دانشگاه… به به! مولف چندین کتاب و نویسنده ی چندین مقاله ی علمی و چه و چه و چه! اومدم پایین،یهو دیدم نوشته آبان ماهی[قلب]…. با دیدن این صحنه، دیگه از هرچی دانشمند مثل ارشمیدُس و ابوریحان بیرونی و… متنفر شدم و اومدم سمت این استاد!!! تازه بعضی از هموطنان به خردادی و مردادی و بهمنی بودن بسنده نکردن و به خودشون تحمیل کردن!!! که حتماً یک جمله ای هم به عنوان حُسن خِتام اضافه کنند! مثلا توجه شمارو به این بیو جلب میکنم… “خطاب به مخاطبی که میدونم داره میخونه! عزیزم اگه خدا خودش بیاد پایین واسه تضمینت، یا شیطانُ بفرسته واسه گرفتن تقصیرت، دیگه فایده نداره، خراب شد تصویرت!!!”

یا مثلاً اینو بخونین! من یه خردادی ام.پرچمم خیلی بالاس! میدونم علیه خرداد ماهی ها توطئه میچینن تا خرابمون کنن ولی خوبی ما خردادی ها اینه که صاحب فکر و اندیشه ایم و میدونیم هیچ کس نمیتونه پرچم مارو بیاره پایین!!!
والا من با خوندن این بیو دیگه واقعاً به این نتیجه رسیدم که پشت پرده ی توطئه علیه خرداد ماهی ها، اتاق فکری وجود داره که از کتاب های رنه دکارت و احمد شاملو و نیچه و کانت و ایرج میرزا و خاطرات چرچیل استفاده میکنند تا خردادی هارو نابود کنند!!!

1433745289615126-1

اومدم یه پیج دیگه، دیدم طرف نوشته من یه دی ماهی هستم و پرچم دی ماهی ها خیلی بالاس! با خوندن این بیو، تو فکر فرو رفتم که نکنه منظور از پرچم،یکی از اعضای بدنه! مثلاً طرف میگه پرچم بالاس، یعنی دستم بالاس! با خودم گفتم چرا اینا خودشونو به دکتر معرفی نمیکنن! بعدها فهمیدم قضیه چیه! هر چند بازم متوجه نشدم منظورشون چی بوده، ولی به هر حال پرچم این هموطنمون و همه ی کسانی که تو دی ماه بدنیا اومدن بالاس! اگه بر فرض صَدام و بن لادن و جرج بوش هم در همین ماه دیده به جهان گشوده باشن، همگیشون با این هموطنمون زیر یک پرچم و بطور عجیبی بالان!

رفتم یه پیج دیگه و دیدم طرف نوشته من آذر ماهی ام و به من نارو نزن! خیانت کنی دهنتو سرویس میکنم!!! این هموطن آذر ماهی مون هم ضمن اعلام ماه تولدش، به ایجاد رُعب و وحشت بین کاربران اینستاگرام پرداخته و با صدای رسا اعلام کرده که دیگه فریب عشق رو نمیخوره!…در هر صورت توصیه ام اینه که برجسته کردن ماه تولد،معرف شخصیت کسی نیس و بهتره به همون جمله ی مثلاً من امیرمحمد هستم اکتفا کنید! چون نظافت سرویس بهداشتی بیشتر میتونه معرف شخصیت آدم باشه تا بالا بودن پرچم فلان ماه!
بعد از کلی کِش و قوس رفتم پیج یک هموطن دیگه رو باز کردم تا بتونم بیشتر باهاش آشنا بشم! ولی زهی خیال خام! تا وارد پیجش شدم، انگار فیلم اکشن و رزمی میبینم! طرف جوری فیگور گرفته که آدمُ یاد جکی چان و آرنولد و… میندازه و هر آن انتظار داری با مُشت و لگد از صفحه اش پَرت شی بیرون! حالا اینا به کنار… یکی اومده نوشته به ارواح بی بیم…. نیستی در حد پی ویم! عشق من و شهرام رو تو آسمونا نوشتن! دست نجست رو بِکِش کنار!!!

meme-sticker-likeaboss

این یکی که جالبتر از همس! رفتم تو پیج یکی از خانوم های هموطن! پیج نگو، بگو آتلیه عکاسی از خودش! یعنی تا نیم متر تو خونه جا به جا شده، از خودش عکس گرفته و سریع هم آپلود کرده! ماشاالله لایک خورش هم که نگو و نپرس! مثلاً دیشب پشه پوست لطیف دست این خانم رو نوازش کرده و یه کوچولو نیش زده! صبح بلند شده یه عکس از دستش گرفته و آپلود کرده و نوشته: دستم بوف شده، حالا چیکار کنم؟؟؟!!! جالبه! ۳۸۷۹ تا لایک خورده همین دست بوف شدش! منم سریع نوشتم اولاً اگه درست حرف زدن بلد نیستی، یه بسته ی آموزشی بالا بالا بگیر واسه خودت! ثانیاً سعی کن یکی باشی برای یک نفر، نه تصویری مبهم در خاطرات هزاران نفر!

به همین سوی چراغ گوشیم قسم، خانوم هموطنمون نذاشت حتی ۳۰ ثانیه کامنتم دیده شه تو همین پست! سریع و در کسری از ثانیه پاکش کرد!
دیگه واقعاً کلافه شده بودم و با خودم گفتم یه بازدید کوچولو هم از پیج های سیاسی بکنم ببینم چه خبره! تا یکیشونو باز کردم، با سیل کامنتایی مواجه شدم که کاربرای طرفدار دو جناح مثل جنگ جهانی به همدیگه نثار کرده بودن! مثلاً پاستوریزه ترین کامنتشون این بود که یکی جناح مقابل رو افول گرا معرفی کرده بود و دیگری در جوابش گفته بود تو حرف نزن افساد طلب!!! تو همین گیر و دار، دیدم یکی این وقت شب فالوم کرد!!! با خودم گفتم چه عجب! این وقت شب یکی مارو فالو کرد! تا رفتم تو پیجش، دیدم نوشته: تولید و عَرضه ی انواع کیف های چرم، اداری، دخترانه، زنانه، اسپُرت و…!!!!

اینم از شانس امشب ما! بعد از کلی حرص خوردن تصمیم گرفتم برم بخوابم با این آرزو که این نیمه ی دوم سال هر چه سریعتر تموم شه تا از این حصار بیام بیرون که چشمم به پیج یکی از خوانندگان محبوب!!!! افتاد که به هواداراش توصیه کرده بود، همه باهم صدای بَغ بَغو کنان، یه کامنت تو پستش بذارن با این مضمون: بغ بغو!!!

این بود که منم دست از پا درازتر از فضای مجازی و اینستاگرام اومدم بیرون و البته با خودم گفتم درسته که به هیچی نرسیدم، ولی… بغ بغووووووو!

آخرین دیدگاه ها

  1. Hamed95 گفت:

    آقا حبیب عالی بود. عالی.
    اگر شما همون آقا حبیب گل باشین (که احتمال زیاد هستین چون بالا اومده : یکی از دوستان اصلی ) با اینکه فکر کنم از طرفداران سامسونگ باشین، اما من همیشه از نظرات بیطرف شما لذت میبرم. نظرات پخته و کامل شما باعث میشه که هیچ کس نتونه به شما ایراد بگیره و یا بخواد با شما کل کل کنه.
    این مطلب رو هم که عالی نوشین، مثل ۱ نویسنده خبره (از کجا معلوم که نباشین!) که صحبت خیلی از دوستان دیگه هم بود.
    بازم مرسی.

  2. Ali گفت:

    دقت کردید مردم ایران از همه چیز نا راضی‌ ان ، جز ماهِ تولدشون و دستپختِ مادرشون ؟؟؟؟ :)))) نمیدونم چه رازی توشه ولی به هرحال بهمنی ام و پرچممون اون بالاهاس 🙂
    اقا حبیب از همه اینا بگذریم، تخمه رو گذاشته بودین تو فریزر؟؟؟ ولی فکرکنم یادتون رفت که نوش جان کنین
    و در آخر بغ بغووووووو!

  3. fable گفت:

    خیلی جالب بود واقعا که همینطور که شما گفتین هست

  4. amirali_68 گفت:

    عالی بود حبیب جان عااااالی
    واقعا لذت بردم از خوندنش بازم برامون بنویس :)))
    اون بغ بغووو رو هم خیلی خوب اومدی
    واقعا وضع کشور از این نظر خیلی خرابه 🙁
    فرهنگ استفاده درست از شبکه های اجتماعی هنوز جا نیفتاده بین مردم!

    • حبیب گفت:

      ممنونم امیرعلی جان.خجالتم نده داداش!
      به روی چشم! اگه سوژه ی مناسبی نظرمو جلب کرد، حتماً دوباره دست به قلم میشم! درمورد فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی هم چاره ای نداریم جز اینکه اظهار امیدواری کنیم که انشاالله به مرور زمان درست میشه!

  5. Ari khan گفت:

    املا ۲۰ :good:
    انشا۲۰ :rose:

  6. ahmadreza1331 گفت:

    سلام . فقط لوگین کردم یه نظر برا متن عالیتون بذارم
    واقعا عالی بود آقا حبیب.
    هم شما و هم بقیه ی دوستان اگه وقت کردین حتما ازین خاطرات و متن های زیبا و دوست داشتنی بذارین خوشحال میشیم و سایت از فضای کل کل های بی مورد بیرون بیاد :rose:
    راستی گفتی بسته آموزشی بالا بالا یاد یه خاطره شیرین افتادم . مرسی داداش که تونستی خاطرات خوب روز های شیرینمو زنده کنی . و در اخر بازم ممنون :heart: :rose: :good:

    • ahmadreza1331 گفت:

      در مورد شبکه های اجتماعی مخصوصا اینستاگرام باید بگم که اصلا چه پستت فوق العاده باشه و چه دلنوشتت باشه و چه عکس چسب انگشت باشه ، برا فالوور های طرف فرقی نداره ! به شخصه افرادی رو دیدم اول لایک میکنن پست رو بعد میخوننش و نگاه به عکسش میکنن . چه تو متن پست کلمات خوبی باشه و فحش و … فرقی نمیکنه واسشون و جالب تر از اون اینه که لایک رو پس هم نمیگیرن ؟!؟ نمیدونم چه فازی دارن . اما در هر صورت ظاهرا معنی واژه انگلیسی ” like” رو نمیدونن! :scratch: 🙁

    • حبیب گفت:

      ممنونم از اظهار لطف و مهربونیت احمدرضاجان! :rose:
      خوشحالم که خوشحالتون کردم! :heart:

  7. رضا (z best) گفت:

    حبیب جان ممنون
    در سه کلمه: عالی ،متفاوت ، خودمونی
    در کل وقتی ادم درست از هر ابزاری استفاده نکنه می شه محسن چاووشی، که می گه :غلط کردم غلط :heart:

  8. محمد کردزنگنه گفت:

    عالی بود آقا حبیب. :heart:

  9. جـوکـر گفت:

    آقا حبیب عالی بود ! :rose: خیلی لذت بردم از خوندنش …

    ناگفته نمونه منم یکی از اون خردادیام ! :yes:
    ولی فقط به ذکر May قناعت کردم ! خخخخ

  10. Sajjad گفت:

    دیوانه ای تو حبیب :yahoo:
    الان دارم تنهایی تو خیابون قدم میزنم ب امید اینکه یکی از دوستان بیاد و ما رو از این سرما نجات بده
    تنها چیزی که میتونست گرمم کنه مطلب داااااغت بود.
    دمت گرم دادا خیلی ماهی
    لاگ اوت شدم بعد لاگین شدم فقط همینو بگم 😉

  11. احمد گفت:

    عالی بود داداش حبیب بهت افتخار میکنم :rose: :rose:

  12. trojan گفت:

    چی بگم خدایی…….مث داستانایی که میزاری اینستا عالی……
    یا جاهایی بدجور تیکه انداختیاااا……
    یه سری پیجارو نرفتی چرا؟؟؟؟؟؟مثلا پیج بانو رو یا …..
    عععججججبببب

  13. iMohammadreza گفت:

    تمام واقعیاتى بود که میتونست نوشته بشه!
    واقعا باعث تاسفه! :negative: 🙁
    کشورهاى دیگه چطور از این شبکه ها استفاده میکنند اونوقت ما چطور…؟!؟
    به هر حال باید همه جا یجورى نشون بدیم که جهان سومى هستیم دیگه.
    بگذریم حرف برا زدن زیاده!!!!!!
    در ضمن خیلى چیزا رو من تو همین شبکه ها باهاشون برخورد کردم که توى این متن نیست و اگه میخواست نوشته بشه متن بسیار طولانى میشد ولى در کل متن عالى بود!

  14. Aref.a گفت:

    واقعا عالی بود اقا حبیب موفق باشی :rose:

  15. md4956 گفت:

    دقیقا حس و حال منم بود .. عالی بود نوشتتون آقا حبیب 🙂 و اون بغ بغو :))
    ***
    ولی اگه من بودم٬ تنهایی میزدم به خیابونا٬ واقعا سرما برام معنی نداره٬ و پیاده روی رو هم دوست دارم .. اگه من بودم اینکار رو میکردم 😀 (نیازی به همراهی دیگران هم ندارم درضمن :دی)

دیدگاه خودتان را بنویسید

ابتدا وارد شوید تا بتوانید دیدگاهی ارسال کنید